تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: فقط نوشت : ببخشید عملیات شد
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
سلام
قبل از نوشتن این تاپیک داشتم با RESCUE چت می کردم "پیرامون اوضای فاجعه بار امدادونجات جاده ای هلال" که یه دفعه رسکیو نوشت :
ببخشید عملیات شد
و بعد وب کم خاموش شد

ساعت 10 دقیقه نیمه شب و ...
رسکیو از ایستگاه آتش نشانی که در اون مسقر هست به اینترنت متصل شده بود که ...
حس غریب و عجیبیه ؛ در این کار باید هر لحظه منتظر یه حادثه و عملیات جدید باشیم. در بین مسیر تا رسیدن به محل حادثه با خودمون کلنجار بریم که وخامت این حادثه تا چه میزان هست ؟ خدا کنه کشته نداشته باشه . خدا کنه کسی مشکل حادی بهم نزده باشه . وقتی رفتم اونجا باید چه اقداماتی را انجام بدم و ...

و لحظه حضور به صجنه حادثه ؛ ناخودآگاه موی بدن سیخ میشه ، احساس لرزش و سردی در پاها حس میشه و اینکه باید از کجا شروع کرد و کلیه اقدامات لازم را بی نقص انجام بدم.

اینجا دیگه کار برا فرمانده معنی نداره که بخوایم ازش شونه خالی کنیم اینجا پای عشق خدا و انسانها مطرحه و سنگینی این مسئولیت و لباس و توقع مردم بیش از پیش فشار کاری را بیشتر می کنه .

حس غریب و قشنگی
و قشنگ تر از اون وقتیه که ماموریت با نجات جان همه نیازمندان به اتمام برسه .

اونقدر سریع رفت که فرصت خداحافظی برا هیچ کدوممون نشد.
خــــــــدا حافـــــــــــظ Icon_smile_talkhand
Emdadgar_Shahed جان چیز خاصی نبود فقط خدا کنه که بنده خدا اوضاعش وخیم تر نشده باشه
همینطور که دوست عزیزم فرمودن
مشغول چت بودیم که
یک هو ستاد فرماندهی اعلام میکنه:
بچه های نجات اعزام بشن
حادثه مربوط میشد به سقوط یه خودرو به داخل رودی فصلی که از وسط شهر عبور می کنه
طبق معمول برای اینکه زمانو از دست ندیم
تیم اطفا حریق سریع درب آشیانه رو باز می کنن و حرکت میکنیم
که ستاد فرماندهی اعلام می کنه
دوستان خسته نباشین ماموریت منتفی
بر می گردیم ایستگاه
هیچی دیگه ما اینجا یه اصطلاح داریم
وقتی که مصدوم بنده خدا توسط مردم همینطوری از ماشین کشیده میشه بیرون میگیم :
مصدوم و به روش گوسفندی کشیدن بیرون
متاسفانه مردم ما میخوان کمک کنن بجاش . . .
-----------
هیچ وقت یادم نمی ره او گزارش رو
که از بنده خدا سوال کردن:
چی شد که شما قطع نخاع شدین
بنده خدا جواب داد:
اگه مردم به من دست نمی زدن من الان راه میرفتم
هیچ وقت سرخی چشاش و اشکی که تو چشاش حلقه بسته بود رو یادم نمیره
این اساسی ترین مشکل ماست
------------
یه بار تو جاده بودم که یک هو یه پراید از جاده خارج میشه و بنده خدا رانندش بدجوری آسیب می بینه
سریع میرم جلو
راننده ها میخوان مصدوم و به همون روش گوسفندی بگشن بیرون که من مخالفت می کنم و می گم:
کسی دست بهش نزنه
احتمال ضایعه نخاعی و ستون فقرات وجود داره
با چند نفرشون بحثم افتاد
اما از مصدومم حمایت کردم
یکیشون رو به من کرد و گفت:
بریم بابا
همین اقا قطع نخاعی اینجا بمونه
بعد تیم نجات اومد و مصدوم و به اونا سپردم
---------------------------
خسته نباشید.
وقتی که کسی آموزش دیده نباشه که بتونه تصمیم صحیح بگیره، ماشاا... تو ایران هم که 72 میلیون پزشک و مهندس صاحب نطر در تمام امور داریم.
بحث کارشناسی شون بالا می گیره و این وسط یه نفر که عملگراتر از بقیه دوستان تئوری پرداز هست، یه یا علی می گه و.....
توی یکی از خیابونا ماشین زده بود به بلوار و به بغل افتاده بود. ملت هم دورش جمع شدن و با چند تا یا علی ماشین رو با صدای درومپ پ پ... روی چهار تا چرخش برگردوندن!
اینقدر سریع این کار رو کردن که وقت ندادن از این بر خیابون بهشون برسم، به فکر بنده خدا هم نبودن که با این کارشون علاوه بر حرکت مصدوم در مرحله آخر یه پرش هم بهش دادن.
چه می شه کرد دیگه. فقط باید اونقدر آدم آموزش دیده تربیت کنیم که در هر صحنه حادثه از مردم عادی حداقل یک نفرشون آموزش های عمومی رو دیده باشه تا با این صحنه ها روبرو نشیم.
ستاد فرماندهی : مصدوم به موقعیت بهشت زهرا یا آسایشگاه معلولین ده چهار شد ...
انشالله که موقعیت منزل باشه !!! اونم صحیح و سالم ، انشالله

از این نوع خاطرات برای هممون چندین بار پیش اومده ، در یکی از تصادفات که یه خودرو به موتوری زده بود با Arash با هم بودیم پای مصدوم از لگن شکسته بود و پاهای اون برگشته بود.
هنوز کامل بالای مصدوم نرسیده بودم که یکی از حضرات خودروی عبوری با کلی مکافات خودشو از وسط ماشین ها عبور داد و سرش را از ماشین بیرون کرد و گفت : "پاشو صاف کن ، پاشو صاف کن" و بعد هم گازشو گرفت و رفت .
اررور دادم ...
فقط می خواست یه چی بگه و بره ...
اینم از شکسته بند و جابنداز آنلاین سرصحنه .
هر هر هر هر

جالبه

مرتضی مرتضوی تعریف میکرد میگفت داشتیم به یه مصدو م پا شکسته تو جاده رسیدگی میکردیم که دیدیم یه نفر با کت و شلوار سفید دوید بالا سر ما گفت ولش کنین باید پاشو گچ بگیرم

ماهم که جا خورده بودیم گفتیم !شما؟! بنده خدا جواب داد:من معمارم بنام!

هر هر
هرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

خیلی خنده داره فکرش رابکنید یه بنا میاد نظر میده1
گچ گیری سر حادثه!
اونا سریع این بنده خدارو دکش کردن بره. . .
شوخی یا جدی؟
یه نفر یا کت و شلوار میاد میگه من گچ کارم؟
بعدم می خواد با گچ بنایی گچ کاری کنه؟
سلام خاطرات همه جالب بود. واسه اين كه كم نيارم منم يه خاطره بگم. Icon_smile_shy
2 روز پيش تو شركت نشسته بوديم و داشتيم با مگس ها حال ميكرديم يهو مدير فروش شركت منو صدا زدو گفت بدو بيا يه نفرو آورديم تو خونه كه واسه خونه تكوني عيد كمكمون كنه الان خانومم زنگ زده ميگه حالش خوب نبوده منم فشار خونشو گرفتم روي 19 بوده، حالا چي كارش كنيم؟
گفتم هيچي زنگ بزنين اورژانس تا بيان طرفو بشونين. اگه مشكل فشار خون داره و دارويي مصرف ميكنه داروهاشو بهش بدين. تا اينو گفتم طرف گفت نه بابا چي چي بشونيمش؟ فشارش بالاست بخوابونيمش بهتره آخه سرش هم داره گيج ميره.Icon_smile_shock من هنگ كردم. موندم به اين آدمه چي بگم كوتاه هم نميومدIcon_smile_wistend خلاصه زور ما چربيد و به پيشنهاد خودش چون خونشون نزديك بود رفتيم بالا سر طرف. تو راه پله ها هم علي يكي از همكارا و امدادگراي تيمو ديدم كه اونو هم با زور خودمون برديم. بماند كه اونجا چي شدو چه خنده هاي من و علي كرديم.Icon_smile_bigIcon_smile_big
لینک مرجع