تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: بعد زلزله تهران منتظر کمک از شمال نباشید
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
وستان همه می دانند که استان مازندران به عنوان یکی از استانهای معین برای کمک به تهران پس از زلزله در نظر گرفته شده است و چشم امید خیلی از تهرانیها که در مناطق شمال و شمال شرقی شهر زندگی می کنند اصولا به کمک این استان مهربان دوخته شده است بنده هم از این امر مستثنا نبوده و نیستم طی ماه گذشته افتخار این را داشتم که در چندین جلسه مدیریتی آنهم در سطوح عالی به عنوان ناظر حضور داشته باشم و جای شما خالی با گزارشاتی که به ضمیمه خود کلی آمار هم به همراه داشت به مدیریت پس از سوانح خصوصا زلزله برای تهران خوش بین شوم تا ...


تا روز جمعه ۲۸ آبان

حقیقتش بنده هیچوقت در پایان چند روز تعطیلی رسمی از شمال به تهران بر نگشته بودم اما اینبار به اجبار این توفیق نصیب بنده هم شد بنابراین روز جمعه ساعت یک بعدالظهر از بابل به سوی جاده فیروزکوه به راه افتادیم تراکم ترافیک ماشین با خروج از قائمشهر هرچندبالا رفت اما روان بود تا اینکه هنوز ده کیلومتری از شهر دور نشده به یکباره با تراکم سنگین ماشینهایی روبرو شدیم که بعد از یکساعت توقف در پشت سرشان متوجه شدیم خود انها بیش از سه ساعت است که در این راه بندان متوقف هستند ماشین را در کناری پارک کردیم و پیاده دو سه کیلومتری پیاده رفتیم ببینیم شاید تصادفی شده کمک کنیم جالب آنکه اصلا محل گره ترافیکی را حتی از دور هم مشاهده نکردیم از ماشینهای روبرویی که آنها هم به علت تخلف تعدادی از ماشینهای طرف ما بخاطر خروج از محور وسط جاده دچار ترافیک شده بودند از علت ترافیک پرسیدیم گفتند چندین کیلومتر جلوتر که جاده کم عرض می شود گره ای بوجود آمده است که شما عقبه همان گره اید ما هم که دیدیم چنین گره هایی برای جاده فیروزکوهی که تقریبا هر چند کیلومترش به علت طرح های تعریض مقطعی و منفک از هم تکراری است دور زده به سوی هراز به راه افتادیم از امل که بیرون آمدیم درست روبروی نارنجستان باز هم با ترافیک عظیم ماشنها روبرو شدیم اما اینبار ماشینها هر دو لاین را مسدودکرده بودند خلاصه کنم چهار ساعتی را هم چند متر چند متر حرکت کردیم تا حدود سی کیلومتری جلو تر راه بعد از یک ماشین پلیس که در خط روبروی ما توقف کرده بود تا ماشینهای عبوری از سمت ما را مجبور کند که بجای حرکت در دو لاین در یک لاین حرکت کنند باز شد بهتر است بگویم بعد مامور عزیز پلیس راهنمایی به فاصله چند صد متر باز هم ماشینها جاده را یک طرفه کردند و ترافیک روان شد این موضوع تا تهران برای ما بیش از هشت بار اتفاق افتاد بدیم معنی که هشت بار ما صحنه ای مشابه را تجربه کردیم ترافیکی بسیار سنگین که منتهی به یک ماشین بنز پلیس راه می شد که قصد داشت با ایستادن در خط روبرو ما را مجبور کند که جاده را دو طرفه فرض کنیم

اینکه چرا جاده هراز روز جمعه یک طرفه نبود را نمی دانم اینکه چرا یک ترافیک ساده می تواند به یک بحران ترافیکی تبدیل شود هم هدف این مطلب نبود اینکه عزیزان پلیس را چقدر زحمت می کشند که حساب جبران زحماتشون هم با خداست اینکه این میان کی جوابگو خواهد بود را هم همه می دانید که نمی دانم

اما این موضوع را قطعا می دانم که وقتی هشت عدد ماشین پلیس با ایستادن در خط روبروی ما توانستند مسیر سه ساعته تا تهران را برای هزاران مسافر خسته به یک مسیر دوازده ساعته تبدیل کند قطعا یک قطعه سنگ فرو افتاده از کوه سه ماهی تهران را از مازندران جدا خواهد کرد

بنابراین عزیزان تهرانی منتظر کمک از سوی هموطنان مهربان مازندرانی آنهم بعد از زلزله تهران نباشید اگر کمکی بیاید خدایی حق در راه ماندگان و ماموران عزیز پلیس راه است

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 30 آبان، 1389 توسط admin
منبع: موج پیشرو
ها ها راست گفتا البته
لینک مرجع