۱۳۸۹/۱۲/۸, ۰۱:۳۳ صبح
) دهنمو مورد عنايت قرار داد. آخه يه بارش از بالا ديدم به تيوپ يه خانم رو برد تو هوا و زد زمين. مورد خاصي نداشت. فقط پوست روي بينيش زخم شده بود و با اقداماي اوليه خونش بند اومد و رفت. مورد اصلي او بچه بود كه ديدم يه جا شلوغ شده و يه خانم جوون داره خودشو ميزنه. وقتي رسيدم بالي سرش ديدم مورد يه بچه هستش و دراز به دراز خوابيده و راحت داره حرف ميزه و ميگه منو جايي نبرين. ديدم پاي چپش خم شده و تكونش نميده. احتمال دادم كه لگن يا زانوش شكسته باشه. همون موقع يه مامور EMS اومد من ديگه دخالت نكردم ولي وايسادم ببينم جريان چيه؟؟!! طرف بعد از معاينه گفت: دستش نزنين لگنش شكسته چيزي هم بهش ندين بخوره. هر لحظه امكان داره بره تو شك تا من برم وسايلمو بيارم.( طرف دست خالي اومده بود) حالا فاصله ما تا كانكس اورژانس 200-300 متر برفي بود. تا برگرده من يه كم بچه و مامانشو آروم كردمو اطرافو كمي خلوت. تو او گيرو داد يه آقاي دكتر خيلي جوون از راه رسيد. (البته پزشك بودنشو دختر خانومي كه همراش بود تاييد ميكرد) يه كم شكمشو معاينه كرد و سرشو بعدش گفت كه چيزيش نيست بلندش كنيد و وقتي رفتين شهر يه سونوگرافي از شكمش انجام بدين. من كه كنار دكتر بودم بهش گفتم بهتر نيست كه پاهشو هم معاينه كنين؟؟ تيوپ بهش خورده پاشم تغيير فرم داده و تندرنس هست. همچين بهم نگاه كرد كه گفتم شايد حرف بد يا اشتباهي زدم و خواستم بگم غلط كردم كه شكر خدا مامور اورژانس اومد. خواست پاشو آتل كنه از آقاي دكتر هم كمك گرفت. وسط كار ديگه نتونستم چيزي نگمو بذارم آقاي دكتر به كارش ادامه بده. جوري داشت باند و ميبست كه كه اگه ماموره پاي بچه رو ول ميكرد بچه راحت پاشو در مياورد.
راستي همين كه اومدم سراغ اين بچه دوستامو گم كردم و 1 ساعت گشتم بعدم مجبور شدم بيام سراغ ماشين تا پيداشون كنم