تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: نامه ای به خدا
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
نامه ای به خدا
اگه دلت برا خدا تنگ شده بسم الله ، تو هم بنویس


1) نویسنده: ولید آ
متن نامه:
سلام خدای منان من حقیر را که بعد از 7سالگی به معلولیت مبتلا شدم مرا کمک کن فقط کمکم کن که کارهای شخصی خودمو خودم انجام بدم تو که میدانی پدر پیرم دیگر کمر خمیده اش تحمل سنگینی مرا ندارد تو این دنیا از همه آرزوهایم گذشتم و تو میدانی که هیچوقت امیدم را از دست نداده ام خدا تو میدونی که خیلیه حموم دادن یه پسر 17ساله به دست یک مادر ......چی بگم که دیگر حرمتی نمانده است خدایا این نامه رو برای تو نوشتم که به من در مراحل سخت زندگی کمک کنی نمی خواهم مرا رو پاهای خودم بیستونی فقط می خوام منو کمک کنی که کارهای شخصیم را خودم انجام بدم ما در این دنیا درس عبرتی هستیم برای تمام مردم که بدونم از چه ثروتی بهره منداند سلامتی ولی کو گوش شنوا خدای من فقط به خاطر پدر مادرم به من کمکم کن.......خداوند به داده هایت و نداده هایت شکر که داده هایت نعمت است و نداده هایت حکمت ............حرفی ندارم جز ..........؟

**************************************
2) نویسنده: نیما امینی
متن نامه:
از : بنده گناهکار
با سلام و احترام :
اینجانب بنده گناهکار و مقصر شما که با عدد گناهکاری 9999999999999999999999999999...فارغ التحصیل رشته مهندسی گناهکاری از دانشگاه صنعتی دنیا هستم با توجه به سابقه کاری 23 سال در این زمینه درخواست استخدام رسمی در بهشت خود دارم . لذا از شما خواهشمندم مساعدت لازم را با این حقیر مبذول فرمایید . قبلاً از زحمات و نعمات شما کمال تشکر و قدرانی را دارم.

**************************************
3)نویسنده: آزاده فیروزه
متن نامه:
سلام خدا
بچه كه بودم و می رفتم كودكستان وقتی دلم تنگ خونه می شد
مامان می گفت تو صدامو می شنوی واسه همین با تو درد دل می كردم تا وقتی كه برگردم خونه پیش مامانم
حالا كه خیلی سال گذشته بازم باهات درد دل دارم
مامان حالش خوب نیست افسردگی گرفته چراشو نمی دونم
چه جوریم خوبش كنم نمی دونم
تو كه برات راحته
مامان سرحال قدیممو بهم برگردون
بزار بازم صدای خنده هاش فضای خونه رو پر كنه
اخه اینجوری بابا هم خوشحال تره
من منتظرما خدا
یادت نره
:آزاده
بنام خالق عشق
سلام
عاشق دل نشکسته ای هستم خوشحال ، چون تو را دارم همه چیز را دارم . فقط مانده فنای فی الله .
ای عشق مرا در خود فنا کن ، رها کن ، از هر چه جز توست رها کن .
شادم ، مستم ، آزاد ، چون از خود و غیر خود جز تو ، هستم بیزار.
جانم امان نمی دهد یاریم کن ، خود گفته ای که :
و نفخت فیه من روحی : من منتظرم .
سلام خدا جونم
نمی دونم چطوری بازم نگام می کنی من که هیچ واسه گفتن ندارم
به جز شرمندگی و یه خواهش که همیشه کنارم بمون.
خدایا خداوندا
تو همیشه خدا بودی و هیچ وقت به هیچ چیز و هیچ کس نیازی نداشتی و نداری.
اما من همیشه محتاج تو بودم و هستم و خواهم بود .
انگاه که نا توان بودم تو را صدا کردم و توکل به تو کردم به امید انکه دست ناتوانم را می گیری .
آیا آن زمان که به خیال خود اجابتم کردی شکر گذاریت را نکردم؟
امروز آنقدر درمانده و دلگیرم که نمی دانم چگونه آرام و قرار یابم.
حس می کنم تو هم مرا تنها گذاشتی و این یعنی آخر همه چیز.
خودت می دانی چه می گویم
تو بگو من چگونه بار گناه نکرده را بدوش کشم . چگونه زخم زبان آدمها را تحمل کنم .
ای تنها شاهد من . جز تو چه کسی حرف مرا باور خواهد کرد
خسته ام .
تو بگو من چگونه نگاه های پر ملامت را تحمل کنم در حالی که خود می دانی من گناهکار نیستم .
پس کجاست آن همه مهربانی . کجاست آن همه بخشندگی ؟
خدایا تو هستی و من اینگونه زیر شمشیر زبان و نگاهشان زخم خورده و رنجور می شوم؟
این بود آن عظمت و بزرگی . یعنی تو به اندازه مادران هم عطوفت نداری که در سخت ترین لحظات زندگی ام
وقتی گریه امانم نمی دهد بی شرط و شروط به آغوشم گیری ؟
مگر نگفته بودی هر وقت حاجتی داشتم در خانه تو را دقل باب کنم ؟ حالا چرا اینگونه مرا از خود از در خانه ات راندی؟
مگر جز تو امید دیگری هم داشتم؟ مگر جز تو همزبان دیگری هم بود ؟
ای تو امید اولین و آخرینم
اگر چه مرا از خود راندی . اگر چه بی جوابم گذاشتی اما من باز هم رو به سوی تو می آورم
من باز هم دست به سوی تو می گشایم و تو را می خوانم
جوابم را بگو که می دهی؟
یا ستار العیوب
مرا با این مردمان دون صفت تنها مگذار .
سلا م به خالق همه زیبایها نمیدونم باید از کجاش و از کدوماش بگم ولی فعلا همین رو بدونید که خدا خیلی باحاله و هوای همه بندهاش رو داره فعلا در همین دو سه سطر کافیه تا بهتر راه بیفتم طول میکشه
سلام به خدایی که دوستم دارد....
و دوستش دارم.
خدا جونم امروز صبح دوباره از خواب بیدار شدم.نسیم خنک صبح صورتم را نوازش می کرد.
آسمان را نگاه کردم،آبی بود،مثل همیشه .گنجشکها می خواندند.خورشید می تابید.و همه ی اینها بودند.وتو بودی.واین ها همه نشانه هایی از تو بود.و من فهمیدم که باید بود و باید زندگی کرد.باید حرکت کرد تا به تو رسید.و فهمیدم که امروز هم هدیه ای است از تو برای پیدا کردن تو ، برای رسیدن به تو. به تو که نزدیکی.
این متن را یکی از دوستان برام ارسال کرده بود که خیلی بهم چسبید یا اینکه بهتره بگم ... icon_smile_worried


خدايا: من آنچه دل تو خواست هرگز نشدم............ اما تو هماني که دلم مي خواهد..!! Icon_smile_sad
خداوندادوستانی دارم که شایسته محبت اندویادشان مایه ی آرامش آنان در میان خلق معدن خیراند و دارنده پاکترین خصوصیات.خداوندا آنان را اکرام کن ، بر صفات نیک آنان بیفزای ، از گناهانشان درگذر و در سلامتشان بدار.آمین
بچه هاانسانها همیشه وابسته اند و در این دنیا هیچ یک به تنهایی نتوانسته اند زندگی کنند زندگی متشکل از زیبائی نعمتهای درونی وبیرونی گاهگاه یکتای خالق هستی که در مراحل وجودیت از بطن فکر و تولد و حتی آخرین نفسهای مرگ که برای ما هست تشکیل شده پس در خود بنگر که خود شناسی آسان تر تا دگر شناسی هست که در این دنیا اگر نعمتی به تو عطا شدن خوشحالی خالق و خوشخلی خالق در صورتی بوجود می آید که ترنم خوشحالی مخلوق در زندگیمان سایه افکند پس در این کوشش باش تا خلق را به رضایت از خود و راضی شدن خالق را در فراهم آورن مخلوق داشته باشی
الو2234 اینجا منزل خداست ؟
خدایا سلام منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز در انتظار یک صداست
خداجون قطع و وصل تلفن شروع شد
به ما که می رسد حساب بندگانتان جداست ؟
خدا جون خودت گفتی گریه بر تمام درد ها دواست
پناهگاه این دل شکسته خانه شماست
خدا جون مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم دوباره تا خدا خداست.
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع