۱۳۹۰/۶/۱۴, ۱۲:۴۲ صبح
با سلام
کسانی که دچار حملات هیستریک میشن همون طور که جناب رسکیو گفتن و جناب شاهد هم نوشتن واقعاً دچار یک نوع اختلال عصبی بر اثر قرار گرفتن در معرض استرس و محیط های پرتنش و اضطراب می شن که نیاز به مراقبت و انجام اقدامات در جهت بهبود حالشون دارند.
مثل کسی که بر اثر یک حادثه دچار گریه های هیستریک می شه که خودش هم قادر به کنترلش نیست.
ولی معمولاً در صحنه حادثه به کسی که چه از روی عمد برای جلب توجه و قرار گرفتن در اولویت و اقدامات بیشتر و یا ترحم و دلسوزی و چه به صورت ناخودآگاه در واکنش به یک شرایط پر اضطراب حالتی فراتر از واکنش معمول به حادثه نشون بده هیسترک می گن و معمولاً در حوادث بزرگ بی خیالشون می شن.
حتی در طوفان کاترینا در نیواورلئان آمریکا برای این گروه در تریاژ رنگ سفید رو در نظر گرفتند تا هم در اون شلوغی به خاطر شکایات زیادشون قابل تشخیص باشند و هم نتونن مدعی بشن که تا حالا بهشون رسیدگی نشده.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه خاطره در این مورد یادم اومد (نمی دونم شاید قبلاً گفتم ولی با سئوال دوستمون در مورد تشخیص ارتباط داره)؛ گفتن بیاین که یه نفر افتاده و تکون نمی خوره
به دو رفتیم و بالا سر طرف، علائم حیاتی رو چک کردم. موردی نداشت.
سطح هوشیاری، به هیچ چیز واکنش نمی داد.
وقایع منجر به حادثه، هیچی!
سابقه بیماری، هیچی!
شواهد در محیط (پالون خر)، هیچی!
تنفس، منظم - بدون صدا - عمق مناسب!
پالس، منظم بدون جو گیری!
هر چی فکر کردم خوب این بنده خدا چشه، چرا این طور شده، حالا چی کار کنم؟ نفهمیدم.
برای چک کردن مورد هیستریک یه خورده واکنش به محرک دردناک رو بیشتر چک کردم، بازم فایده نداشت.
حتی پلکش هم تکون نمی خورد، بدنش صاف تو یه خط ، دستا مشت شده کنارش ، دهنش بسته...
گفتم یا بنده خدا کل بدنش دچار اسپاسم شده یا ما رو سر کار گذاشته ولی به ماهیچه های شکمش و پاش که دست می زدم، اسپاسم نبودن.
حالا همه هم هی می پرسن چشه، باید چی کار کنیم.
دیدم نه دیگه واقعآً سر کاریم با دست بینیش رو گرفتم. بنده خدا به رو خودش نیاورد ما هم ادامه دادیم، رنگش قرمز شد، گردنش متورم شد. هی زور می زد به رو خودش نیاره، بالاخره مجبور شد دهنش رو باز کنه و نفس بکشه
ما هم بساطمون رو جمع کردیم و گفتیم چیزیش نیست، بزارید بخوابه خوب میشه.
بعد از مدتی دوباره اومدن که بیاید این حالش بده، یکی دیگه از بچه ها رفت، سابقه طرف هم دستش بود. برای چک کردن واکنش به محرک دردناک طوری خوابونده بود تو صورت طرف که پاشیده بود نشسته بود که من حالم خوبه، چیزیم نیست. تا آخر کار هم که یه پنج روزی می شد دیگه چیزیش نشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببخشید اگر زیادی نوشتم ولی خواستم بگم که در مواردی که مشکوک به موارد هیستریک هستید به عنوان آخرین احتمال نگهش دارید.
اول تمام احتمالات دیگه رو رد کنید تا فقط این مورد بمونه.
متأسفانه بعضی از دوستان در هر بخشی وقتی که یه خورده کیس زیاد می بینند و یا آبدیده می شن فوری این موارد رو تشخیص می دن و طرف در اولویت های آخر قرار می گیره در حالی که امکان اشتباه وجود داره و نباید به راحتی شکایات مصدوم رو نادیده گرفت.

کسانی که دچار حملات هیستریک میشن همون طور که جناب رسکیو گفتن و جناب شاهد هم نوشتن واقعاً دچار یک نوع اختلال عصبی بر اثر قرار گرفتن در معرض استرس و محیط های پرتنش و اضطراب می شن که نیاز به مراقبت و انجام اقدامات در جهت بهبود حالشون دارند.
مثل کسی که بر اثر یک حادثه دچار گریه های هیستریک می شه که خودش هم قادر به کنترلش نیست.
ولی معمولاً در صحنه حادثه به کسی که چه از روی عمد برای جلب توجه و قرار گرفتن در اولویت و اقدامات بیشتر و یا ترحم و دلسوزی و چه به صورت ناخودآگاه در واکنش به یک شرایط پر اضطراب حالتی فراتر از واکنش معمول به حادثه نشون بده هیسترک می گن و معمولاً در حوادث بزرگ بی خیالشون می شن.
حتی در طوفان کاترینا در نیواورلئان آمریکا برای این گروه در تریاژ رنگ سفید رو در نظر گرفتند تا هم در اون شلوغی به خاطر شکایات زیادشون قابل تشخیص باشند و هم نتونن مدعی بشن که تا حالا بهشون رسیدگی نشده.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه خاطره در این مورد یادم اومد (نمی دونم شاید قبلاً گفتم ولی با سئوال دوستمون در مورد تشخیص ارتباط داره)؛ گفتن بیاین که یه نفر افتاده و تکون نمی خوره
به دو رفتیم و بالا سر طرف، علائم حیاتی رو چک کردم. موردی نداشت.
سطح هوشیاری، به هیچ چیز واکنش نمی داد.
وقایع منجر به حادثه، هیچی!
سابقه بیماری، هیچی!
شواهد در محیط (پالون خر)، هیچی!
تنفس، منظم - بدون صدا - عمق مناسب!
پالس، منظم بدون جو گیری!
هر چی فکر کردم خوب این بنده خدا چشه، چرا این طور شده، حالا چی کار کنم؟ نفهمیدم.
برای چک کردن مورد هیستریک یه خورده واکنش به محرک دردناک رو بیشتر چک کردم، بازم فایده نداشت.
حتی پلکش هم تکون نمی خورد، بدنش صاف تو یه خط ، دستا مشت شده کنارش ، دهنش بسته...
گفتم یا بنده خدا کل بدنش دچار اسپاسم شده یا ما رو سر کار گذاشته ولی به ماهیچه های شکمش و پاش که دست می زدم، اسپاسم نبودن.
حالا همه هم هی می پرسن چشه، باید چی کار کنیم.
دیدم نه دیگه واقعآً سر کاریم با دست بینیش رو گرفتم. بنده خدا به رو خودش نیاورد ما هم ادامه دادیم، رنگش قرمز شد، گردنش متورم شد. هی زور می زد به رو خودش نیاره، بالاخره مجبور شد دهنش رو باز کنه و نفس بکشه
ما هم بساطمون رو جمع کردیم و گفتیم چیزیش نیست، بزارید بخوابه خوب میشه.
بعد از مدتی دوباره اومدن که بیاید این حالش بده، یکی دیگه از بچه ها رفت، سابقه طرف هم دستش بود. برای چک کردن واکنش به محرک دردناک طوری خوابونده بود تو صورت طرف که پاشیده بود نشسته بود که من حالم خوبه، چیزیم نیست. تا آخر کار هم که یه پنج روزی می شد دیگه چیزیش نشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببخشید اگر زیادی نوشتم ولی خواستم بگم که در مواردی که مشکوک به موارد هیستریک هستید به عنوان آخرین احتمال نگهش دارید.
اول تمام احتمالات دیگه رو رد کنید تا فقط این مورد بمونه.
متأسفانه بعضی از دوستان در هر بخشی وقتی که یه خورده کیس زیاد می بینند و یا آبدیده می شن فوری این موارد رو تشخیص می دن و طرف در اولویت های آخر قرار می گیره در حالی که امکان اشتباه وجود داره و نباید به راحتی شکایات مصدوم رو نادیده گرفت.