ورود شما را به پایگاه اینترنتی امدادگران ایران خیر مقدم عرض می نماییم . جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید . جهت عضویت اینجا کلیک کنید.
تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران
امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - نسخه‌ی قابل چاپ

+- تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران (http://www.emdadgar.com/forum)
+-- انجمن: نجات (/forumdisplay.php?fid=3)
+--- انجمن: سایر مباحث امدادونجات (/forumdisplay.php?fid=20)
+--- موضوع: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا (/showthread.php?tid=1520)



امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - sayeh - 2010/10/25 12:51 PM

سلام
پارسال موقع مانور مدارس سر يكي از كلاسا كه رفته بودم براي تدريس يه فرشته كوچولو داشتيم كه ناتوان جسمي بود،خيلي ناز بود و با ابهت...
موقع تدريس اصلاً حرف نمي زد فقط تو چشمام نگاه مي كرد و لبخند مي زد...
خلاصه اگه يادتون باشه محوريت مانور پارسال نحوه ي پناه گيري صحيح و آشنايي و شناسايي نقاط ايمن توسط دانش آموزان بود،بعد دادن توضيحات و آموزشات لازم و پاسخگويي به سوالاي بچه ها،اونا رو تقسيم بندي كردم و جاي هر كدوم رو بهشون نشون دادم كه هنگام مانور كجا قرار بگيرن...
اما يه چيزي يادم رفته بود!!!اين فرشته كوچولوي ما كنار پنجره نشسته بود و حتي نمي تونست كيف اش رو بالاي سرش نگه داره...
بچه ها مي گفتن خوب خانم اشكال نداره ما كيفشو براش مي گيريم بالاي سرش،يكي ديگه مي گفت خوب واسه ي روز مانور جاي اون رو عوض مي كنيم و يه جاي ديگه بشينه ....
كه من با خنده گفتم نه بچه ها اينطور كه نميشه!!!نمي خواييم خودمون رو گول بزنيم كه!!!قراره ياد بگيريم .
به بچه ها قول دادم كه بپرسم و بگم بهشون كه چي كار كنند...
خيلي جالب بود كه جواب موجهي نشنيدم و همون حرف بچه ها شدIcon_smile_dontknow
اين قضيه خيلي ناراحتم كرد و به اين فكر كردم مگه مي شه قوانين و روش هاي خاصي براي اين مواقع نباشه...Icon_smile_disapprove
تا اين كه دوباره چند روزي بود كه سخت اين قضيه ذهنمو مشغول كرده بود و دنبال كسي بودم كه بتونه منو راهنمايي كنه،كه خيلي اتفاقي امروز صبح تو فايل هاي قديمي ام اين مطلب رو پيدا كردم كه در همين زمينه است...


[attachment=247]


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - emdadgar_shahed - 2010/10/25 03:28 PM

ممنون بابت این مطلب
راستش یه مورد ناشنوایی هم برای من پیش اومد . تصمیم داشتیم یه دوره آموزشی برای بچه های وصال بذاریم تا روش تکلم با ناشنوایان را یاد بگیرن که هنوز موفق به این کار نشدیم .
فرض کنید در یک حادثه مثلاً آوار و ... به یه نفر ناشنوا بر می خورید که می خواید با اون صحبت کنید و یا می خواید ببینید اون چی می گه . اگه روش صحبت با اونها را بلد باشیم قطعاً بهتر می تونیم با اونا ارتباط برقرار کنیم .
البته استفاده از خطوط نوشتاری و ... و لب خوانی جای خود ولی هر چیزی به بهترین روش انجام بشه قطعاً حداکثر بازدهی را برای ما خواهد داشت .

بابت این مطلب در مورد نحوه پناه گرفتن ناتوانان هم متشکر
امیدوارم مسئولین مدارس ، از این مطلب حداکثر بهره برداری را در مانورها و حوادث احتمالی داشته باشند.
ممنون


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - sina2007 - 2010/10/25 04:55 PM

متاسفانه نباید امدادگران تمام حواسشون به امدادرسانی به افراد عامه ( که هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی سالم هستن) باشه ، بلکه باید وضعیت و شرایط تمام افراد حاضر در یک منطقه آسیب رو بررسی کرد .

برای مثال در یک حادثه ممکنه ما به یک مصدوم ناشنوا (همین جور که امین جان فرمودن) برخورد کنیم ، یا یک معلول جسمی ، یا فردی با اختلالات خفیف و یا حاد روحی روانی .

قطعا تمام افراد حادثه دیده و یا متاثر از آسیب ، افراد نرمال جسمی و روحی نیستن .

چند سال پیش توی یک نمایشگاه امدادی ، پیرمردی اومد و گفت : متنی (به زبان چینی) که روی یکی از کاتالوگ ها نوشته بود رو برای من بخون و ترجمه کن ، من هم که توی همین زبان فارسی خودمم مونده بودم حرفی برای گفتن نداشتم....

بعد دیدم خودش اومد شروع کرد به خوندن و ترجمه کرد و گفت عزیزای من مگه شما مدادگر نیستید ، همه حوادث که توی ایران اتفاق نمیفته، شاید نیاز باشه به یه کشور دیگه اعزام بشید و شاید توی همین ایران با یک مصدوم انگلیسی زبان و یا ترک و یا کرد برخورد کنید......

اولش گفتم نگاه این بنده خدا رو !!! فقط میخواست برامون کلاس بزاره ....

بعد به این فکر افتادم که ایشون حرف بدی نزدن و واقعیت رو هم گفتن ، متاسفانه جمعیت که این کارها رو انجام نمیده و البته آموزش چندین زبان هم کاری بسیار سخت و شاید غیرممکن باشه . اما این مورد همت همه جانبه امدادگرا رو می طلبه ...

برای این که یک امدادگر خوبی شد جدا از فراگیری مباحث علمی ، امدادی نیاز به فراگیری برخی مسایل ( شناخت ادیان ، شناخت اقوام ایرانی و آداب و سنن ، شناخت روحیات افراد مختلف در وضعیت بحران و نحوه برخورد و ....... ) هست


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - sayeh - 2010/10/25 08:51 PM

دقیقاً با نظرتون موافقم،به خصوص یادگیری زبان های خارجه می تونه در مورد همون بحث یادگیری هم موثر باشه،اینجوری می تونیم مقالات تخصصی تری رو که به زبان های دیگری ارائه شده ند رو یاد بگیریم...
واقعاً مسئولین مدرسه باید توجه به خصوصی به این موارد کنند،مثلاً این دختر کوچولو می تونست جای بهتری بشینه که کنار پنجره نباشه و نزدیک به در کلاس باشه و....
اگه نشه چندین زبان رو یاد گرفت حداقل می شه برای یادگیری زبان انگلیسی که کاربردهای عمومی تری داره تلاش کرد.


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - emdadgar_shahed - 2010/10/25 11:25 PM

یه نکته و راه دیگه ....
زبان رسمی دنیا انگلیسی هست و اغلب دوستان مکالمه عادی و یا فهم اولیه را دارن .
اگه بخوایم همه زبان ها را بلد باشیم که کارمان زار است .
شاید بد نباشه کسانی که مسلط به زبان های خاص خارجی هستند آموزشهای لازم را ببینن تا در حوادث علاوه بر مترجمی کمک کننده هم باشن .
یا اینکه مثلا به مدرسان بهزیستی آموزشهای لازم را بدیم تا آنها هم این آموزشها را به سایر افراد بهزیستی و ناتوان انتقال دهند .
خودمون هم تا جایی که می تونیم آموزشهای لازم در این خصوص بهمراه با آموزش های لازم امدادونجات را بیاموزیم تا بتونیم حداکثر کمک را داشته باشیم .
می تونیم یه بخش هم تو سایت راه بندازیم تا واژه ها و اصطلاحات لازم در این خصوص را در آن بگذاریم .
نحوه برخورد با مصدومین خارجی ، به زبان انگلیسی ... Icon_smile_big


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - sayeh - 2010/10/26 01:30 PM

در این زمینه برخی از لغات رو که توی پست تشریح علائم و اختصارات در کمک های اولیه هست
http://emdadgar.com/forum/showthread.php?tid=1213


RE: امدادرسانی به ناتوانان جسمی در بلایا - sayeh - 2011/11/07 04:49 PM

خاطره ای از امداد کوهستان از محمد کبادی در مصاحبه با نشریه ی ماه نو
سوت پسر ناشنوا را نجات داد:
کشیک امداد کوهستان بودم،ایستگاه5توچال.آخر وقت روز پنج شنبه یک خانواده می خواستند به ایستگاه7بروند و اسکی کنند.پدر و مادر با یک بچه ی تقریباً 5 ساله،دیدم با بچه به وسیله ی علائم صحبت می کنند و متوجه شدم ناشنواست.
پسربچه همین که دید لباس هلال احمر تن من است دوید سمت من.روی لباسش عکس بتمن بود.آن را با دست نشان داد و گفت شما مثل این هستید که این را مادرش بازگو کرد.
فکر کردم اگر برای این بچه در کوهستان اتفاقی بیفتد چه کار باید بکنیم.چون نمی تواند حرف بزند و ما را صدا بزند.من چون یک ناجی غریق هستم،همیشه سوت نجات غریقم همراهم است و در عملیات کوهستان هم از آن استفاده می کنم.سوتم را در آوردم و انداختم گردنش.گفتم هر موقع با من کار داشتی،اگر سوت بزنی هر جا باشی می آیم پیشت.با من دست داد و رفت.
همان روز با آخرین تله کابین پدر و مادرش پایین آمدند ،بچه گم شده بود.کار جستجوی ما شروع شد.
از ساعت 7 تا 9 و نیم یا 10 شب دنبال او گشتیم.
کولاک شدیدی هم شدیدی هم شده بود.از بالا شروع کردیم و همین طور که در حال جستجو می آمدیم پایین،یه صخره دیدم و انگار حس ششم بود که به من گفت برو پشت این صخره.برف هم گرفته بود.وقتی رفتم آن جا دیدم صدای سوت می آید.
صدا خیلی ضعیف بود.دیدم پسربچه آنجاست و دارد از سرما می لرزد و آرام آرام سوت می زند.بغلش کردم و آوردمش پایین.این خیلی خاطره ی خوبی بود که بچه نجات پیدا کرد.