تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

    ورود ثبت نام راهنما لیست اعضا سالنامه مشاهده‌ی ارسال‌های تازه‌ جستجو

تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران > متفرقه > متفرقه :: عمومی v
« قبلی 1 ... 19 20 21 22 23 ... 33 بعدی »
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
نام کاربری:
گذرواژه‌:

 ثبت نام / عضويت در تالارگفتمان امدادگران ایران

بانک مرجع مقالات امداد و نجات

گالری تصاویر

بانک فیلم و صوت امدادگر

بازی آنلاین game online

هر آنچه يک امدادگر بايد بداند . اطلاعات تخصصي که امدادگران و عموم مردم لازم است آنرا فرا گيرند

آموزش كمكهاي اوليه

فروش آنلاین کارت شارژ ایرانسل ، همراه اول ، تالیا - امدادگران ایران




ارسال پاسخ 
 
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امتیاز موضوع:

حالت موضوعی | حالت خطی
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
نویسنده پیام
rescue آفلاین
امدادگر نمونه
*****

ارسال‌ها: 715
تاریخ عضویت: Aug 2008
اعتبار: 21
سپاس ها 94
سپاس شده 204 بار در 94 ارسال
ارسال: #1
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
خوب گوش کن. می شنوی؟!
انگار از دور دست ها صدایی می رسد. صدایی محزون و غریب
نه...! انگار صدا آنقدرها هم دور نیست. همین نزدیکی هاست. خوب گوش کن ببین می شنوی چه می گوید؟

"من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم"


این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم.

دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟

"اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید"


نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست!

الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!

حسین؟ حسین کیست؟ كدام حسین را می گویی؟!

آهان، فهمیدم. همان حسین را میگویی که هر سال به بهانه محرمش، مشکی می پوشیم و صبح تا شب و شب تا سحر، سینه برایش می زنیم و عزاداری اش می کنیم.

همان که مداحان و مرثیه خوانان، حسین زهرا می خوانندش و از روضه ها و دردها و مصیبت هایش ناله سر میدهند.
همان که گفته اند با 72 تن از یارانش و با خاندان و اهل بیتش، در کربلا وارد شد و در برابر سپاه یزید ایستاد و جنگید و با لب تشنه شهید شد.

همان که... !
آری صدا را می شناسم. می گویند که حسین خیلی غریب بود. مظلوم و بی یار و یاور بود. الحق که چه سرگذشت تلخ و دردناکی داشت این حسین. باید سالهای سال برایش عزاداری کنیم و نوحه سر دهیم و سیه بپوشیم و بر سر و سینه زنیم. جانم به فدای حسین(ع) که پس از گذشت چهارده قرن هنوز هم مظلوم است!



آری برادر. من این حسین را می گویم و اما این تمام حسین(ع) نیست.

حسینی که من می شناسم، تمام اینها که تو گفتی در وصفش درست است، اما اینها تعریف حقیقی حسین(ع) نیست.
حسینی که من شناختم، حسینی بود که نمی خواست بهانه عزا و گریه من و تو باشد. نمی خواست که هزار و چهارصد سال بعد، من و تو، تنها به فکر مصائب و دردها و غربت و تشنگی اش باشیم و گریه کنیم و بر سر بزنیم.

حسین(ع) به کربلا نرفت تا ما تمام سال غرق کبیره و صغیره باشیم اما ده روز ابتدای محرم، سیه پوش شویم و ناله کنان به خیابان بریزیم که یا حسین و یا الهی العفو ...

برادر، حسین(ع) به کربلا نرفت تا من و تو، بهانه ای داشته باشیم برای گریه کردن و اشک ریختن. نه اینکه گریه و اشک بر عزای حسینِ زهرا ناپسند باشد که والله اجر قطره قطره این اشکها را تنها خدا می داند و بس.

اما برادر؛
حسین(ع)، به کربلا رفت تا مبادا اسلام، آنگونه که معاویه ها و عمر و عاص ها و یزیدها و شمرها و عمر سعدها می خواهند، اسلام سازش و تسلیم، اسلام زر و زور و تزویر، اسلام سرمایه داری منهای عدالت، اسلام کاخ های مرمرین، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام شیطانی شناخته شود.

حسین(ع)، با تمام اهل بیتش، با زن و فرزند و کوچک و بزرگش، و با بهترین یارانش (که سلام و درود خدا بر آنها باد) به کربلا رفت، تا اسلام حقیقی زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که برایش سنگ ها به دندان محمد(ص) خورد و خاکسترها بر سرش پاشیده شد و جگر حمزه ها برایش دریده شد زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که فاطمه(س) برای دفاع از حریم ولایتش، درب به پهلویش كوبیده شد و محسنش شهید شد، زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی علی(ع) و سلام های بی جوابش، معنا و مفهوم بیابد.

حسین(ع)، به کربلا رفت تا درخت نرمش قهرمانانه و عزت مدارانه حسن(ع)، ثمر پیدا کند.

حسین(ع)، برای دفاع از اسلام عدالت خواه، اسلام استکبار ستیز، اسلام مستضعفین و محرومان و در یک کلام اسلام ناب، به کربلا رفت و چه دردناک به شهادت رسید.

برادر، حسینی که من می شناسم، برای اطاعت امر خدا ولو به قیمت ارباً اربا شدن علی اکبر(ع) و پرپر شدن علی اصغر(ع) و قطع الیمین شدن عباس(ع)، به کربلا رفت. من از حسینی دم می زنم که حاضر شد برای رضای خدا، تمام خاندانش به اسارت شقی ترین دشمنان خدا درآیند تا مبادا اسلام ناب محمد(ص)، اسلام ناب علی(ع) و فاطمه(س)، اسلام ناب حسن مجتبی(ع)، رنگی به جز حقیقت نگیرد.

به راستی حسین(ع) کیست؟ چگونه زیست؟ چگونه سخن گفت؟ چگونه جانش را در راه معشوق نثار کرد؟



او فقط رضای خدا را جست و جان خویش و اهل بیت خویش و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا اله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند، او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ ، نام او، یاد او، خاطره شگفت انگیز او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، پندآموز، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را میتوان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخارات معنوی آن نائل نشوند ؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حضرت سیدالشهدا(ع) زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند و عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش را متجلی می سازد. باشد که با سیره و خلق وخوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم و به گونه ای دوستی با او و خاندانش را ابراز کنیم که چگونه زیستن، چگونه مردن، و آزادگی را از او درک نموده باشیم. چرا که شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان های امام حسین(ع) سرآغاز درک آزادی و آزاد اندیشی است ...



با عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن ماه محرم؛ ماه خون و ایام شهادت حضرت اباعبدالله
الحسین (ع) و یاران وفادارش به تمامی شیعیان و دوستداران اهل بیت بویژه شما سروران
گرامی در تالار امدادگران ایران ، و با این امید كه بتوانیم پیرو راستین و شایسته آن حضرت
باشیم و از معنویات و درسهای نهفته در این ماه عزیز استفاده لازم را ببریم.

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد


منبع:پرشین استار

خاطرات یک اتش نشان

زمانی که همه از حادثه می گریزند ما به قلب حادثه حمله می کنیم
2010/12/08 09:29 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط
emdadgar_shahed آفلاین
امدادگر شاهد
*******

ارسال‌ها: 2,097
تاریخ عضویت: Aug 2007
اعتبار: 39
سپاس ها 568
سپاس شده 852 بار در 492 ارسال
ارسال: #2
حسین "علیه السلام" در احادیث اهل سنت
در كتب روايي اهل سنت، روايات فراواني در مورد فضايل اهل‌بيت (ع) وجود دارد كه در اينجا به 12 روايت كه در مورد فضيلت و عظمت امام حسين (ع) است، پرداخته مي‌شود.

1. حسين (ع) سيد جوانان اهل بهشت‏
پيامبر اكرم فرمود: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَينُ سَيِّدا شَبابِ اهْلِ الْجَنَّةِ» و طبق نقلي ديگر فرمود: «وَ انّ حَسَنَاً وَ حُسَيْنَاً سَيِّدا شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة» يعني حسن و حسين دو آقاي جوانان اهل بهشتند. ( سنن ابن ماجه، 1/56 ، الجامع الصغير 1/7 و 152، صواعق 185 و 189، ترمذي 13/191و192، خصائص نسائي 48، مقتل خوارزمي 92)

2. حسين (ع) محبوب پيامبر اسلام (ص)
از روايات و تواريخ استفاده مي شود كه پيامبر اسلام (ص) على، فاطمه و حسنين (ع) را از همه مردم و نزديكان خود بيشتر دوست مى‏داشت و دوستى آنها يك دوستى ساده پدر نسبت به فرزند نبود بلكه ريشه آن بر علائق و مبانى عميق فكري و روحي، و اتحاد و اتصال ناگسستنى معنوى استوار بود. چنانكه مي فرمود: «حُسَيْنٌ مِنّى‏ وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ» (حسين از من است و من از حسين هستم)
همچنين در تعبيرات ديگري فرمود: «انَّهُمْ مِنّى‏ وَ انَا مِنْهُمْ» ايشان از من هستند، و من از ايشان هستم. و در جاي ديگر فرمود: «انَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ» من در صلح و سازشم با هر كس كه با شما در صلح و سازش باشد، و در جنگ و نبردم با هركه با شما در جنگ باشد. ( ابن ماجه 1/65، سنن ترمذي 13/248)
ما وقتى اين روايات را مطالعه مى‏كنيم و از شدت علاقه و دوستى پيامبر (ص) به امام حسين (ع) آگاه مى‏شويم، نبايد فراموش كنيم كه گوينده اين كلمات و الفاظ پيغمبر خدا (ص) است؛ يعني كسى كه در دوران زندگانى خود با گزاف گويى و سخنان دور از حقيقت و مدح بيجا مبارزه داشت؛ به تعبير ديگر گوينده اين مطالب كسى است كه سخنان و كارهايش براى بشريت، حجت و شريعت است و آنچه فرموده ترجمان حقيقت است‏. و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي (نجم/3و4)
در جاي ديگر پيغمبر اعظم (ص) در حق امام حسن (ع) و امام حسين (ع) فرمود: «اللَّهُمَّ انّى‏ احِبُّهُما فَاحِبَّهُما وَ احِّبَّ مَنْ يُحِبُّهُما» يعنى خدايا من آن دو را دوست مى‏دارم، پس آنها را دوست بدار، و هر كس را كه آنها را دوست مى‏دارد دوست بدار. (الاستيعاب 1/376 )
همچنين نقل كرده‏اند كه پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمود: «احَبُّ اهْلِ بَيْتى‏ الَىَّ الْحَسَنُ وَ الحُسَيْنُ» يعني محبوبترين اهل بيتم نزد من حسن و حسين اند. ( ترمذي 13/194، مصابيح السنة 2/281 )

3- حسين (ع) ريحانه پيغمبر (ص)
پيغمبر اعظم (ص) فرمود: «انَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَينَ هُما رَيْحانَتاىَ مِنَ الدُّنْيا» حسن و حسين دو ريحانه من از دنيا هستند.
در بعضى ديگر از روايات وارد شده كه فرمود: «الْوَلَدُ رَيْحانَةٌ وَ رَيْحانَتىّ الحَسَنُ وَ الحُسَينُ» فرزند ريحانه است و دو ريحانه من حسن و حسين اند. همچنين در حديث ديگر فرمود: «انَّ ابْنىَّ هذَيْنِ رَيْحانَتاىَ مِنَ الدُّنيا» يعنى اين دو پسر من، دو ريحانه من از دنيا هستند. (بخاري 2/188، ترمذي 13/193، اسد الغابة 2/19)

4- حسين شبيه‏ترين اهل بيت (ع) به پيغمبر (ص)
بخارى و ابن اثير روايت كرده‏اند كه وقتى سر حسين (ع) را نزد عبيداللَّه بن زياد آوردند سر مطهر را در طشتى قرار داد و با شمشير يا چوب دستى خود بر آن چشم و بينى نازنين مى‏زد و از نيكويى و زيبايى آن حضرت سخن مي گفت. در اين هنگام انس گفت: (حسين) شبيه‏ترين ايشان (يعنى اهل بيت) به پيغمبر (ص) بود. (صحيح بخاري 2/188)

5- دوستى حسين (ع) بر همگان واجب است‏

از يعلى بن مره روايت كرده‏اند كه حسن و حسين (ع) به سوى پيغمبر (ص) آمدند در حاليكه از يكديگر در تشرف بمحضر جدّ بزرگوار خود پيشى مى‏جستند، يكى از آنها قبل از ديگرى رسيد پيغمبر اكرم (ص) دست به گردنش انداخت و او را به سينه خود چسبانيد و بوسيد، سپس آن يكي را بوسيد و بعد فرمود: «انّى‏ احِبُّهُما فَاحِبُّوهُما» من ايندو را دوست مى‏دارم پس دوست بداريد ايندو را. ( ذخاير العقبي 123 )
همچنين ترمذى، و احمد روايت كرده‏اند: "انَّ رسُولَ اللَّه (ص) اخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ فَقَالَ: مَنْ احَبَّنى‏ وَ احَبَّ هذَيْنِ وَ اباهُما وَ امَّهُما كانَ مَعى‏ فى‏ دَرَجَتى‏ يَوْمَ الْقِيامَةِ " يعنى رسول خدا (ص) دست حسن و حسين (ع) را گرفت و فرمود: هر كس مرا دوست بدارد و اين دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد، روز قيامت با من در درجه من خواهد بود. (ترمذي 13/176، كنزل العمال 6/216، صواعق 185)

6. درجه والاي امام حسين (ع)
ابن مردويه روايت كرده كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود: «فِىْ الْجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدْعَى‏ الْوَسيلَةُ فَاذا سَأَلْتُمُ اللَّهَ فَسْأَلُوا لِىَ الْوَسيلَةَ قالُوْا: يا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ يَسْكُنْ مَعَكَ فيها؟ قالَ: عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ.»
يعنى در بهشت درجه‏اى است كه وسيله خوانده مى‏شود، هرگاه از خدا سؤال كرديد پس سؤال كنيد براى من وسيله را گفتند: يا رسول اللَّه چه كسى با تو در آن درجه ساكن مى‏گردد؟ فرمود: على و فاطمه و حسن و حسين (ع) (كنزل العمال 6/217، اسد الغابه 5/523)

7. حسين (ع) با پيغمبر (ص) در يك مكان‏
احمد، طبرانى و ابن اثير از على (ع) و حاكم در مستدرك از ابى سعيد روايت كرده‏اند كه پيغمبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: «يا فاطِمَةُ، انّى‏ وَ ايّاك، وَ هذا الرَّاقِدَ يَعْنى‏ عَلِيًّا وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسينَ يَوْمَ القِيامَةِ لَفِى مَكانٍ واحِدٍ.»
يعنى اى فاطمه من و تو و اين كه خوابيده (يعنى على) و حسن و حسين روز قيامت در يك مكان مى‏باشيم. (كنزل العمال 6/216)

8. يارى حسين (ع) از واجبات است‏
انس بن الحارث بن نبيه از پدرش كه يكى از صحابه و از اهل صفه است روايت كرده كه گفت: شنيدم پيغمبر اكرم (ص) در حالى كه حسين (ع) در دامانش بود مى‏فرمود: «انَّ ابْنى‏ هذا يُقْتَلُ فى‏ ارْضٍ يُقالُ لَهَا الْعِراقُ فَمَنْ ادْرَ كَهُ فَلْيَنْصُرْهُ.»
يعنى به درستيكه اين پسرم در زمينى كه به آن عراق گفته مى‏شود كشته مى‏شود؛ پس هر كس او را درك كند بايد او را يارى كند.
و نيز سيوطى از بغوى و ابن السكن و باوردى و ابن منده و ابن عساكر از انس بن حارث روايت كرده است: «انَّ ابْنى‏ هذا يُقْتَلُ بِارْضٍ مِنَ الْعِراقِ يُقالُ لَها كَرْبَلا فَمَنْ شَهِدَ ذلكَ مِنْهُم فَلْيَنصُرْهُ.» به درستيكه اين پسرم در زمينى از عراق كه به آن كربلا گفته مى‏شود كشته مى‏شود؛ پس هر كس شاهد بر آن باشد بايد او را يارى كند. (كنزل العمال 6/223)

9. حضرت قائم آل محمد (عج) از فرزندان حسين (ع) است.
حذيفة از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:
«لَوْلَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا الّا يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الْيَومَ حتّى‏ يَبْعَثَ رَجُلًا مِنْ وُلْدِى‏ اسْمُهُ كَاسْمِى فَقالَ سَلْمانُ: مِنْ اىِّ وُلْدِكَ يا رَسُولَ اللَّه؟ قالَ: مِنْ وُلْدى‏ هذا وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى الْحُسَيْنِ.»
يعنى اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز خدا طولانى سازد اين روز را تا بر انگيزد مردى از فرزندانم را كه همنام من است پس سلمان عرض كرد: از كدام فرزندان تو است يا رسول الله؟ فرمود: از اين فرزندم و دستش را بر حسين زد. (ذخائر العقبي 136)
لازم به ذكر است كه آيت الله صافي گلپايگاني بيش از 180 روايت را در اينباره در كتاب گرانقدر خود «منتخب الاثر» جمع كرده است. ( منتخب الاثر، ب 8 ف 2)

10. حضرت قائم (عج) نهمين فرزند حسين (ع) است.

از سلمان روايت است كه گفت: نزد پيغمبر (ص) رفتم در حالى كه حسين بر زانوى او نشسته بود و حضرت به او روى مى‏كرد و دهانش را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: تو آقا پسر آقا و پدر آقايانى، تو امام پسر امام و پدر امامانى، تو حجت پسر حجت و پدر حجت‏هاى نه گانه‏اى كه از صلب تو هستند، نهمين ايشان قائم آنها است. ( مقتل خوارزمي 146، ينابيع المودة 445)

11. پيامبر (ص) حسين (ع) را دعا مي كرد.
طبرانى از واثله روايت كرده كه پيامبر اكرم (ص) در حق على، فاطمه، حسن و حسين (ع) چنين دعا كرد: «الَلّهُمَّ انَّكَ جَعَلْتَ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ مَغْفِرَتَكَ وِ رِضْوانَكَ عَلى‏ ابراهيمَ و آلِ إِبْراهيمَ اللَّهُمَّ انَّهُم مِنّىِ وَ انَا مِنْهُم فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ مَغْفِرَتَكَ وَ رِضْوانَكَ عَلَىَّ وَ عَلَيْهِم يَعنِى عَلِيّاً وَ فاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيناً»
يعنى خدايا صلوات، رحمت، مغفرت و خوشنودى‏ات را بر ابراهيم و آل ابراهيم قرار دادى خدايا ايشان يعنى على، فاطمه، حسن و حسين از من‏اند، و من از ايشان هستم؛ پس صلوات ، رحمت ، آمرزش و خشنودى‏ات را بر من و بر آنها قرار بده. (كنزل العمال 6/217)

12. حسين (ع) از اولين كساني است كه وارد بهشت مي شود
حاكم و ابن سعد روايت كرده‏اند كه پيغمبر (ص) به علي (ع) فرمود:
«انَّ اوَّلَ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ انَا وَ انْتَ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ قالَ عَلِىٌّ: فَمُحِبُّونا؟ قالَ: مِنْ وَرَائِكُمْ»
يعنى اول كسى كه داخل بهشت مى‏شود منم و تو و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام). على (ع) عرض كرد: پس دوستداران ما (چه مي شود)؟ پيغمبر (ص) فرمود: از پشت سر شما وارد مى‏شوند. ( كنزل العمال 6/216، صواعق 151)

----------------------- زکات علم نشر آن است... ----------------------

دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است

السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
----------------------------------------------
www.emdadgar.com


2010/12/13 03:04 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط
« قدیمی تر | تازه‌ تر »

ارسال پاسخ 


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ
  • ارسال این موضوع به یک دوست
  • مشترک شدن در این موضوع
پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان



تماس با ما | www.Emdadgar.com | بازگشت به بالا | بازگشت به محتوا | Mobile Version | پیوند سایتی RSS

www.Emdadgar.com©2013
IRANIAN Paramedics Society website

Powered by MyBB